چاردیواری

 
 
نویسنده : مرمر - ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٥
 

از همون وقتی که پرشین بلاگ فیلتر شد، از همون وقتی که نوشته هایی که به جونم بسته بودن برای مدت زیادی غیب شدن، دیگه نتونستم به این سایت اعتماد کنم. همون موقع یه کپی از وبلاگم تو بلاگفا ساختم و رفتم اونجا. هردو رو با هم آپدیت می کردم. تا این اواخر که دیگه دلیلی برای این کار نمی دیدم. ممنون از شماهایی که نگرانم هستید و سراغم رو می گیرید. من جای دوری نیستم. اینجام:

www.4divaary.blogfa.com

و من الله توفیق!!


 
 
 
نویسنده : مرمر - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٢
 

اشتباه از "من" بود...
و" با "تو"
یک حرف مشترک دارد!
"من" هیچگاه
"تو" ی شعرهات نمی شوم!


 
 
 
نویسنده : مرمر - ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٦
 

گم می شوم
میان همهمه ی شلوغی سرت!


 
 
 
نویسنده : مرمر - ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٦
 

کاش غم،
همه اش زانو نبود...
گاه آغوش می شد
تا گرما بیاورد
گاه شانه
تا خستگیت را پناه شود
گاه دست
تا اشک هات را پاک کند
آرام
     آرام
          آرام...


 
 
 
نویسنده : مرمر - ساعت ٧:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٧
 
گیرم که فرسنگ ها دور شدم
دلتنگی ها که دور نمی شوند...

 
 
 
نویسنده : مرمر - ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱
 

و من داشتم فکر می کردم
که چقدر بد ست
که جای تو خالیست
و بعد یکهو انگار
تمام خالی های دنیا
جمع شدند
توی سینه ام!
و من از هجوم اینهمه خالی
متلاشی شدم...


 
 
 
نویسنده : مرمر - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٢
 

حق دارم ببخشمت!
                       حق ندارم؟؟
حق داری نبخشیم!
                       حق داری!!


 
 
 
نویسنده : مرمر - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٩
 

بذر از نو بریز
دلم را شخم زدند
به تیغ بی انصافی ها!


 
 
 
نویسنده : مرمر - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٢
 

و تو
هنوز نمی دانی
هرچیز
انقضایی دارد!
حتی محبت...
همدردی...
یا کمک!


 
 
 
نویسنده : مرمر - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٧
 

اگر مدام

نمیرم از ترس نداشتنت

چطور عاشقانه

دوست بدارمت؟!


 
 
← صفحه بعد