چاردیواری
می دانی؟ باید تو را ببینم
دلتنگی مثل گدای معتاد سر خیابان می ماند!
می آید مثل چسب
مثل بختک
مثل سرطان یقه آدم را می گیرد!
بعد تا تو بیایی با خودت
حست
غرورت
لجبازی ات کنار بیایی
خودش را گم و گور کرده و
جایش را به دلخوری بی دلیل داده است!
تا چشم باز کنی می بینی
جای آنهمه دلتنگیِ حاصل دوست داشتن
یک دنیا بغض و حرص نشسته!
پیش از آنکه در آه هایم بسوزی...!! نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/٢٧ساعت
۳:۳٧ ب.ظ توسط مرمر نظرات () |
| Design By : Night Skin |

