چاردیواری
آدمهای معمولی٬ امضاء: یه آدم معمولی! مسافرین محترم مرمر مرمر کوچک بودم... پ.ن: این آهنگ عجیب بچه ام می کند...حس بوییدن گل ات هست؟! مرمر
آدمهای معمولی٬
معمولی به دنیا می یان٬
معمولی زندگی می کنن٬
معمولی می خندن٬
معمولی اشک می ریزن...
معمولی می میرن٬
و خیلی ساده و معمولی
فراموش می شن!
ایستگاه پایانی می باشد.
لطفاْ پس از توقف کامل
قلب من را ترک نمایید!
با تشکر
نوشتن را
کنار گذاشتم
خودکار های سیاه اما
نمی دانم چرا
هنوز
تمام می شوند....
آنقدر کوچک٬
که برای بوییدن گل ها
کمر خم نمی کردم!
آنقدر کوچک٬
که به بهانه تماشای پروانه ها
آسمان را هم دید می زدم!
قد که کشیدم٬
دیگر نه صدای آب را شنیدم
نه صدای پای مورچه ها!
بلندتر از آن شدم
که رشد سبزه ها را حس کنم!
...
می خواهم کوچک شوم...
از نو!
گل ببویم...
دنبال پروانه ها بدوم...
و سبزه ها را سانت بزنم!
...
دیگر قد نخواهم کشید...
| Design By : Night Skin |

