چاردیواری
آه پ.ن: اشک هام رقیق شده اند. می سرند روی گونه. سینه ام از هم بدر. شاید گشوده شود این تنگ دل! هرچی به نور نزدیک تر٬ مرمر مرمر
اگر فقط
آغوش بگشایی٬
دو لب سرخ باز کنی از هم
به کلامی مهربان٬
حتی اگر تنها
اشارتی باشد
با چشم هات٬
جسم که سهل است٬
روحم به دنبالت می دود!
تنها اشارتی
دل لرزان مرا
کفایت می کند...
سایه ت وسیع تر.
می گن خدا
نور مطلق ه.
می شه بمیری؟
شاید با رفتن سمت خدا
سایه ت
روی سر من هم بیوفته!
اتفاقی
پا روی مین قلبم گذاشتی!
دور نشو!
خیال رفتن که کنی
هردو با هم
متلاشی می شیم!!
| Design By : Night Skin |

