چاردیواری
”...شادی کمياب ترين ماده در اين دنياست... شادی هيچ ارتباطی با سرخوشی ،خوش بينی يا شور و شوق ندارد... شادی يک حس نيست... چرا که تمام احساس های ما محسوس هستند... شادی از درون سرچشمه نمی گيرد... بلکه در بيرون پايدار می شود... شادی چيزی ست جاری،سبک چون هوا، در پرواز، يک هيچ! ما برای غم اعتبار بيشتری قائل هستيم تا برای شادی... برای غمی که پيشينه اش،وزنش،عمقش را به رخ می کشد... شادی هيچ پيشينه ،وزن و عمقی ندارد... در دم متولد می شود،در پرواز است، در لرزش آوای چکاوک ... شادی پر ارزش ترين و کم ارزش ترين ماده در اين دنياست... تنها کودکان آنرا می بينند...“ (کريستين بوبن) **** واقعا" ماها کی می خوايم بفهميم زندگی همش درد و غم و غصه نيست؟!چرا عادت کرديم به اينکه مدام دردا و غصه هامونو مثل يه کتاب دستمون بگيريم و با خودمون اينور اونور بکشيم و گدايی ترحم و همدردی کنيم؟... بابا به خدا زندگی صفحه های قشنگم داره!!! بی انصافيه اگه چشمامونو رو شادی ها ببنديم و فقط دردا رو ببينيم...شاديا دلشون می گيره ها!!! اصلا" من موندم چرا اينقدر کار دنيا چپ و چوله شده که حالا اگه يکی مثه من پيدا شه و به همه چيز اين دنيا بخنده بهش ميگن يا خل شده يا که خوشی زده زير دلش ای بابا...من سالمم به خدا!!! ولی اينو از من کوچولو داشته باشين....سخت نگيرين تا دنيام بهتون سخت نگيره!
| Design By : Night Skin |

