چاردیواری

و من داشتم فکر می کردم
که چقدر بد ست
که جای تو خالیست
و بعد یکهو انگار
تمام خالی های دنیا
جمع شدند
توی سینه ام!
و من از هجوم اینهمه خالی
متلاشی شدم...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/۱۱ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ توسط مرمر نظرات () |


Design By : Night Skin