چاردیواری

اگه من توی ۹۰۵ سال پيش(!) يه رقاص بودم يا يه خواننده يا يه بازيگر،

اگه من توی ۹۰۵ سال پيش مثل يه دانشمند فکر می کردم و هميشه دنبال تعبير و تفسيرهای جديد بودم٬

اگه من توی ۹۰۵ سال پيش مورد سوء استفاده ی محيط اطرافم قرار می گرفتم،

اگه من توی ۹۰۵ سال پيش به خاطر دانسته هام محترم شناخته می شدم،

اگه من توی ۹۰۵ سال پيش ياد گرفتم که سحر و جادو حتی توی ساده ترين و معمولی ترين اتفاقات دنيا نهفته س،

و اگه من توی ۹۰۵ سال پيش يه ساحر بودم که قدر سحر لحظه هام و می دونستم٬

دليلی نمی شه که الآن کمتر از ۹۰۵ سال پيش باشم!!

پس من بايد تا قبل از اينکه روحم رو به کس ديگه ای ببخشم حداقل به اندازه ی ۹۰۵ سال پيشرفت کرده باشم!!!

مگه نه؟

هيچ دلم نمی خواد از روی نفر بعد شرمنده باشم!!!

پ.ن:

اينجــــــــــــــــــــــا  بهت می گه روحت واسه ی اولين بار کجا متولد شده و چجور آدمی بوده!

البته اگه به نظريه ی تناسخ اعتقاد داشته باشی!!

مرمر

نوشته شده در ۱۳۸٤/٩/٧ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط مرمر نظرات () |


Design By : Night Skin