چاردیواری
کاش می تونستم فقط يه لحظه٬ دنيا رو از چشمای تو ببينم! آه که دنيا رو چه ديدنی می کردم برات... کاش آرزوهات رو می شناختم سريع تر از بستن چشمهای زيبات٬ و گرفتن درخشش شمع های روی کيک٬ و آرزو کردنت٬ سريع تر از هرچی غول چراغ جادو٬ تو رو بی آرزو می کردم! کاش می دونستم چی اون لبخند نمکين رو به لبهای سرخت می شونه! می دونستی خوشحالترينِ عالمت می کردم؟! کاش من يه سلول توی خونت بودم٬ اونوقت مطمئن بودم ٬ که منم يه جايی توی قلبت هستم... ************** پ.ن: شايد تقصير از منه که درست لبه ی پنجره ی چشمم نشونده بودمت و فکرش و هم نمی کردم که ممکنه حتی با يه نسيم از اون بالا ٬پايين بيفتی! من٬شرمنده! مرمر
نوشته شده در ۱۳۸٥/۱/٥ساعت
۱:٠٤ ق.ظ توسط مرمر نظرات () |
| Design By : Night Skin |

